تبلیغات
درباره تهران قدیم و جدید - طیب بازمانده نسل کدخدایان محل

طیب بازمانده نسل کدخدایان محل

شنبه 1 آبان 1389 04:54 ب.ظ

نویسنده : محمد توکل
ارسال شده در: لوتی های قدیم تهران ،

بعد از گذشت سال ها نه این که محل دفن حاج طیب و حاج اسمعیل معین و معلوم شد بلکه در تهران اسامی خیابان هائی به نام این دو نام گذاری شد و قرآن چه زیبا فرموده: تلک الایام نداولها بین الناس .

 

نطفه خیلی از وقایع در سالهای 42 و 43 بسته شد، بعضی پرونده ها بسته و بعض پرونده ها گشوده شد با نطق امام خمینی(ره) تیر انقلاب اسلامی شلیک شد و با تبعید ایشان به ترکیه و سپس عراق، رژیم به ظاهر سرسخت ترین مخالف خود که دریافته بود از پشتوانه ای برخوردار است که اگر دگرگونی در ترکیب این پشتوانه ایجاد نکند آینده نامعلومی در انتظار رژیم است، رژیم گذشته پنداشت،قطع نفوذ روحانیون در رفاه حال این ملت مفید است (سخنرانی امام در مسجد اعظم قم-4 آبان 1343) و بالتبع بعد از مرگ آیت اله بروجردی روحانیت انقلابی دنبال رهبری از قماش انقلابیون صدر مشروطه بود، فردی که نگاهی درون سرزمینی داشته باشد و قادر باشد با این ادبیات با حکومت صحبت کند- ای سران اسلام به داد اسلام برسید، علمای نجف به داد اسلام برسید ای علمای قم به داداسلام برسید، رفت اسلام. ای ملل اسلامی، ای سران ملل اسلام.ای روسای جمهور ملل اسلامی،ای سلاطین ملل اسلامی- ای شاه به دادخودت برس به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه آمریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم . چون دلار نداریم. آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر(سخنرانی امام در مسجد اعظم قم 4 آبان 1343) بعد از سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق و فشار دولت کودتا در واقع همه نهادهای مدنی و حزبی منحل و بسیاری از افراد متفکرو اندیشمند یا هجرت کردند یا به اتهام عضویت در احزاب مختلف زندانی و یا اعدام شدند. آرامش قبل از طوفان که بعد از کودتای 28 مرداد سال 32 به ظاهر شروع شده بود می رفت به باور بعضی در ساحل جزیره آرامش ادعائی گروهی لنگر بیندازد. از این رو حوادث سالهای پایانی دهه چهل و اوایل دهه پنجاه تا وقوع انقلاب اسلامی از آن قطعات تاریخی قابل بحثی است که یقیناً در آینده ای که حب و بغض از میان برود از ابعاد مختلف بررسی خواهند شد.

یکی از اتفاقات قابل تحقیق که با تآسف بعد از انقلاب نیز به آن پرداخته نشد موضوع پرونده وقایع 15 خرداد 1342 می باشد، حادثه ای که در بطن خود آبستن حوادثی شد که با بگیر و ببندهای بعدی و اعدام دو نفر از سرکردگان مردمی آن یعنی طیب حاج رضائی و اسماعیل رضائی درواقع پرونده حوادث 15 خرداد تهران به ظاهر بسته شد و گروهی که به حبس محکوم شده بودند بعد از مدتی آزاد شدند. از فاصله اعدام حاج طیب حاج رضائی و حاج اسماعیل حاج رضائی 11/8/1342 تا واقعه ترور حسنعلی منصور و تشکیل دولت امیر عباس هویدا که این دولت به ظاهر تا سال 56 صفت جزیره آرامش را برای خود دست و پا کرد زمان زیادی نگذشت. ساعت شش و هفت دقیقه بامداد روز 11 آبان ماه سال 42 افسر فرمانده در پادگان حشمتیه فرمان آتش صادر کرد و چهار سرباز مسلح به تفنگ ا م ا- شش تیر به متهمین شلیک و دو دقیقه بعد تیر خلاص زده شد تا ساعت 5/10 روز اول تیر ماه سال 1343 که جوانی 18 ساله در جلوی در بزرگ بهارستان – مجلس شورای ملی – دو گلوله به گردن و شکم حسنعلی منصور نخست وزیر وقت شلیک کرد، از زمان شلیک آن مسلسل ها در صبحگاه پادگان حشمتیه تا شلیک این گلوله که محمد بخارائی اسلحه را از جیب خود بیرون آورد و نخست وزیر را کشت 1 سال و دو ماه بیش تر نگذشته بود و دیگر صدای گلوله ای تا شروع حرکتهای چریکی و متعاقب آن شروع انقلاب آرامش ظاهری مملکت را به هم نزد. طیب حاج رضائی 53 ساله و اسماعیل رضائی 38 ساله بازمانده نسلی بودند که درغیاب امنیت حکومتی در کوچه و خیابانها، با تکه بر توان جسمی و جاذبه جذب افراد، گروههائی تشکیل می دادند و به حفظ و حراست از کوچه و محله ها می پرداختند. این نسل رو به انقراض نمی دانست که زمان پهلوانی و داش مشدی گری تمام شده و جامعه می رود امنیت خود را از طریق دیگر تأمین کند. کدخدایان جای خود را به کلانترها سپرده بودند و در هر منطقه و ناحیه ای در شهرها کلانتری و در روستاها ژاندارمری تشکیل شده بود بافت قدیمی می رفت زیر فشار نظم نوین از بین برود و آنانی که قادر به هم سوئی با این نظم نبودند باید یا به دست سربازان اسلحه به دست و یا با قمه هم پالکی های خود از بین بروند و کشندگان اینان به جرم آدم کشی روانه زندان شوند و به پای چوبه دار یا در پناه دیوار سر به فلک کشیده سلولها ته مانده رمق فتیان و فتوت را نثار کنند.

روز 16 خرداد 1342 سرهنگ جهانگیر قانع دادستان فرمانداری نظامی تهران در مصاحبه ای مطبوعاتی خبر از دستگیری حدود 400 نفر در وقایع 15 و 16 خرداد تهران داد و سرکرده این افراد را طیب حاج رضائی و اسماعیل رضائی معرفی کرد. به گفته سرهنگ قانع این دو نفر با برنامه ریزی دقیق 7 دسته و گروه را از نواحی مختلف تهران به سرکردگی افراد مطمئن حرکت دادند. لازم می دانم این آخرین حرکت سازمان یافته محلی که از بطن جامعه آن روز سر برآورده بود را از روزنامه اطلاعات مورخ 16/4/1342 برای یاد آوری نقل کنم:

گروه اول به سرکردگی حسن صالحی معروف به خالد آبادی از اصلی ترین مرکز تجمع پهلوانان آن روزگار یعنی میدان تره بار واقع در خیابان صاحب جمع

گروه دوم باز هم با هدایت حسن صالحی از میدان شوش – خیابان ارج

دسته سوم از زاویه دیگر میدان شوش به سرپرستی حاج سرداد

دسته چهارم از بیسیم نجف آباد به سرکردگی عبداله صادق تهرانی معروف به عبداله نقاش

گروه پنجم را امیراستاد ولی از پامناز سازماندهی می کرد

گروه ششم با هم آهنگی بهتر از میدان غار و نواحی اطراف با هدایت رضا گچکار که در این منطقه اسم و رسمی داشت .

شلوغ ترین منطقه تهران یعنی خیابان جمشید و دروازه قزوین که در وقایع 28 مرداد 1332 نقش مؤثر و کارسازی در واقعه 28 مرداد داشت توسط فردی به نام ایزدی سلحشور معروف به داشی گزنی سازمان دهی شد.

این گروههای 7 گانه با سرکردگی طیب حاج رضائی و اسمعیل رضائی از محلهائی که افراد و وابسته های خود را جمع کرده بودند به طرف مرکز شهر در حوالی باب همایون وپارک شهر و مجموعه ادارات دولتی و در نهایت ورزشگاه شعبان جعفری که نماد بیرونی از دیدگاه داش مشتی های آن روزگاراز وقایع 28 مرداد 32 بود حرکت کردند و این ورزشگاه را تخریب نمودند. با بازداشت حدود 400 نفر از گروههای 7 گانه بالا سرانجام افراد مشروحه زیر با این اتهام که از متن رأی آورده می شود محکوم شدند نخست اسامی محکومین و سپس اتهام انتسابی و سرانجام رأی صادره را به اختصار می آورم .

اسامی متهمین:

1- طیب فرزند حسنعلی معروف به حاج رضائی

2- حاج اسمعیل فرزند لطف اله شهرت رضائی

3- امیر زند ولی الله شهرت کریمخانی معروف به امیراستاد ولی

4- فضل اله فرزند سیف اله شهرت ایزدی سلحشور معروف به داشی گزنی

5- غلام رضا فرزند محمد شهرت قائنی معروف به گچ کار

6- عبداله فرزند حاج غلام شهرت صادقی تهرانی معروف به عبدالعلی نقاش

7- حسین فرزند علی شهرت شمشادی

8- سید علی فرزند سید احمد شهرت بوریاباف معروف به سید علی کاشی

9- محمدباقر فرزند ابراهیم شهرت باقریان موحد معروف به عبدالعلی

از این گروه 9 نفره که عموماً به اعدام محکوم شدند تنها حکم اعدام حاج طیب حاج رضائی و حاج اسمعیل رضائی در سحرگاه یازدهم آبانماه سال 1342 در پادگان حشمتیه تهران اجرا شد. اتهام این افراد به شرح حکم صادره از دادگاه ویژه شماره یک لشکر گارد ؟!! به ریاست سرتیپ حسین زمانی و کارمندی سرهنگ ستاد مهدی احترامی و سرهنگ ستاد مهدی رحیمی و سرهنگ 2 ستاد محمد خالصی ( عضوعلی البدل ) و به دادستانی سرهنگ ستاد احمد دولو قاجار و با وکالت تیمسار شایانفر- وکیل تسخیری – طیب حاج رضائی و اسمعیل رضائی بعد از 13 جلسه محاکمه که در ساعت 7 و ده دقیقه بعد از ظهر روز 27/5/1342 یعنی 10 سال بعد از کودتای 28 مرداد صادر شد به شرح زیر تفهیم شد فعالیت محرمانه و خیانتکارانه به منظور برهم زدن نظم و امنیت عمومی در روزهای 15 خرداد ماه سال جاری ( 1342) از طریق تشکیل دسته های مجهز به چوب و میله آهنی و وسایل تخریب و آتش سوزی در خیابان های شهر تهران و حرکت به سوی کتابخانه پارک شهر و وزارت بهداری، وزارت صنایع، وزارت بهداشت، و شکستن شیشه های آنها پس از حمله و ورود به وزارت دادگستری قسمتی از پرونده ها را آتش زده و ورزشگاه پارک شهر و اتوبوس های عمومی و اتوموبیل های سواری و تعدادی از خانه ها و مغازه های مردم و سینماها و تأسیسات عمومی را به آتش کشیده و به اتوبوس حامل دختران دانش آموز حمله و هتک حرمت و حیثیت آنان را نموده و به بانوان بدون حجاب حمله و آنان را مجروح کرده و جایگاههای توقف مسافرین و اتوبوس ها و فروش بلیط آنها را خراب نموده و در و پنجره منازل و مغازه ها را شکسته، باشگاههای ورزشی را سوزانده و از بین برده و به مراکز حساس شهر مانند تأسیسات آب، برق، رادیو و جایگاههای فروش بنزین به قصد آتش زدن و انهدام تعداد زیادی از مردم بیگانه کشته و مجروح شده اند...

اتهامی عام که با تأسف بدون سند و مدرک به متهمین منتسب و سرانجام دادگاه اتهامات انتسابی را وارد و به استناد قسمت اول ماده 70 قانون مجازات عمومی 4 نفره از 9 نفر را به اعدام و بقیه را به حبس های طولانی مدت محکوم می نماید. حال اینکه ماده 70 مربوط به قتل بود و معلوم نشد چه کسی به وسیله آقایان طیب و حاج اسمعیل کشته شده اند. پرونده 15 خرداد تهران از معدود پرونده هائی است که باید گروههائی که دراسناد انقلاب تحقیق می کنند با بررسی کل محتویات پرونده پرده از راز و رمزی که بین آخرین نسل مردان حاکم بر محله ها به وقوع پیوست بردارند جدالی بین حاج طیب حاج رضائی و شعبان جعفری دو مرد از یک نسل با دو اندیشه، یکی وابسته به مردم کوچه و بازار و مردم و دیگری بسته به حاکمیت، طرفه اینکه تاریخ سرانجام طیب حاج رضائی و اسمعیل رضائی را به گفته تیمسار یحیوی که مسئول اعدام این دو نفر بود و به خبرنگاران گفت – اجساد طیب و حاج اسمعیل رضائی یا در همین محل یا در غسالخانه به بستگان و اقوام آنها تحویل می گردد تا هرکجا مایلند دفن نمایند ...




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: طیب بازمانده ، نسل ، کدخدایان ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 آبان 1389 05:29 ب.ظ