تبلیغات
درباره تهران قدیم و جدید - طوق یكه‌تاز

طوق یكه‌تاز

پنجشنبه 28 مرداد 1389 12:12 ق.ظ

نویسنده : محمد توکل
ارسال شده در: محرم در تهران ،

در سال 1280 شمسی در تهران متولد شد. شش كلاس بیشتر درس نخواند و رفیق ناباب و بساط‌ گناه او را درگیر ظاهر دنیا كرد و تشنه قدرت. طوق دسته اش را ازاصفهان خریدارى كرده بودند و این طوق 42 گیره داشت كه به گردن آن چلوار مى بستند. علم دسته طیب نیز 12 تیغه داشت و حمل آن كار هر مردى نبود.

چهار راه سیروس روز عاشورا همچنان غوغاست

 تاریخ تهران قدیم را كوچه به كوچه طی می‌كنیم و در بافت مذهبی این شهر به تكیه‌ها و حسینیه‌های قدیمی‌ای می‌رسیم كه در ماه‌های محرم و صفر و ماه رمضان محلی می‌شد برای عزاداری و انجام مراسم مذهبی مردم تهران. در این تكیه‌ها اگر گذری داشته باشید در تك‌تك دیوارها، آجرها، داربست‌های قدیمی آن می‌توان ردپای آدم‌هایی را دید كه در گوشه و كنار تاریخ تهران قدیم لحظه‌ای پررنگ بودند و دست آخر دست روزگار یا آنها را مقابل رگبار تیر قرار داد یا به مرگ طبیعی به خاك سپرده شدند. در میان تكیه‌های تهران قدیم كه تاریخ را ورق می‌زنیم به تكیه دولت در چهارراه سیروس می‌رسیم؛ تكیه‌ای كه در تقاطع خیابان سیروس و مصطفی خمینی قرار دارد و سابقه تاریخی تاسیس آن به دوره قاجاریه برمی‌گردد؛ تكیه‌ای كه در ابتدا برای عزاداری درباریان و حكومت یان به وجود آمد و به مرور آن تكیه و خیابان سیروس و محدوده بازار به یكی از بزرگ‌ترین محل‌های عزاداری تبدیل شد. با روی كار آمدن رضاخان، این تكیه به محل عزاداری قزاق‌ها تبدیل شد و همه‌ساله با آغاز محرم، قزاق‌ها و در راس آنها رضاخان برای عوام فریبی به سر و روی خود گل می‌مالیدند و عزاداری می‌كردند اما گذر تاریخ این تكیه را به یك تكیه مردمی تبدیل كرد. این محل هر سال با شروع محرم یكی از بزرگ‌ترین پایگاه‌هاست و تقریبا تمام دسته‌ها و هیات‌های عزاداری معروف بازار كه در روزهای تاسوعا و عاشورا راه می‌افتند، در این چهارراه با یكدیگر مواجه می‌شوند. یكی از معروف‌ترین علامت‌ها كه هر سال به سمت چهارراه سیروس و تكیه دولت می‌آورند، طوق مرحوم طیب حاج‌رضایی است؛ طوقی كه تنها از یك تیغه بلند تشكیل شده و حمل آن بسیار مشكل است. زمانی خود طیب این علامت را در صدر هیات راسته بازار بزازها حمل می‌كرد و حالا هم بازماندگانش هر ساله طوقش را به یاد او به چهارراه سیروس می‌آورند. همه نوچه‌های طیب چه آنها كه هنوز مانده‌اند و چه آنهایی كه مرده‌اند هنوز روز یازدهم آبان ماه 1342 ساعت چهار صبح و صدای شلیك گلوله‌ها را از جوخه آتش به یاد دارند؛ زمانی كه «طیب حاج‌رضایی» لوطی تهران قدیم را به زانو در آورد و اما اعتقاد او به اسلام همچنان از او و زندگی گذشته‌اش دو وجه تاریك و روشن ساخته بود، باقی ماند. طیب از زیر پوست شهر آمده بود، از پایین‌شهر. نیم قرن زندگی كرد و دست آخر بیعتش با امام خمینی(ره) از او «حر» زمان ساخت. بعد از كودتای 28 مرداد او كم‌كم به قدرت و سیاست نزدیك شد اما همیشه اعتقادات مذهبی او زبانزد بود. بچه پایین‌شهری كه به سرعت از بارفروشان معتبر میدان شد و همیشه در كنار اقشار محروم جامعه بود و تكیه او در شب تاسوعا و عاشورا پر می‌شد از دسته‌های عزاداری. صف طویل عزاداران با انبوهی از علم و كتل و پرچم‌‌های سبز و سرخ و سیاه و علامت‌های چند تیغه، فضای حزن‌آ‌لودی را خلق می‌كرد كه همراه با مارش عزای دسته نظامی، فاجعه كربلا را به تصویر می‌كشید. طیب با پای برهنه روی آسفالت داغ با پیراهن مشكی و لب تشنه در انتهای دسته حركت می‌كرد و جلودار دسته برادر بزرگ او طاهرخان بود. طیب نذر داشت كه در تاسوعا و عاشورا آب نخورد و سرانجام در محرم سال 42 و در روز شانزدهم خرداد دستگیر و به زندان افتاد و از اعتقادش دست نكشید. وقتی جسد او را به غسالخانه گورستان مسگرآباد آوردند هیچ‌كس باور نمی‌كرد جمعیتی كه برای تشییع جنازه او آمده‌اند در ذهن خود خاطرات چاقوكشی، زندان رفتن و در نهایت تغییر مسیر او به سمت دین را مرور می‌كردند. بعضی از مغازه‌ها و خانه‌ها در محله او واقع در میدان خراسان سابق بر سر در منازل و خانه‌هایشان پرچم سیاه نصب كردند. هنوز هم تكیه طیب در خیابان قیاسی برپاست و در روز عاشورا و روز سیزدهم محرم طوق طیب به تكیه دولت و چهارراه سیروس برده می‌شود. طیب در سال 1280 شمسی در تهران متولد شد. شش كلاس بیشتر درس نخواند و رفیق ناباب و بساط‌ گناه او را درگیر ظاهر دنیا كرد و تشنه قدرت. اما بالاخره فوت و فن كار و كاسبی را در میدان میوه‌فروش‌ها یاد گرفت و بعد یك سروگردن از همه بالاتر شد. در میدان امین‌السلطان، اسم طیب كه شنیده می‌شد كار همه راه می‌افتاد.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: طوق ، یكه‌تاز ، دسته طیب ، قیاسی ، خراسان ،
آخرین ویرایش: - -