تبلیغات
درباره تهران قدیم و جدید - هركسی لوطی‌گری خود را داشت

هركسی لوطی‌گری خود را داشت

جمعه 15 مرداد 1389 12:04 ق.ظ

نویسنده : محمد توکل
ارسال شده در: محرم در تهران ،

اعصاب نمی‌ماند. همه تاریخ را هم نمی‌توان نوشت آخر! این همه تاریخ. باز داش‌مشدی‌ها هستند كه حذف می‌شوند؛ طیفی كه با سعی، همت و فداکاری بی‌ریای آنها مراسم محرم هرچه باشكوه‌تر برگزار شد. مردان با صفا و فداكار و بی‌ریا ؛ یعنی طبقه داش‌مشدی‌های تهران! که سینه‌زنی و دسته‌گردانی به گردن آنها بود حتی تزئین طاق‌نماهای تکیه‌های محل. تازه آنهایی که توانایی داشتند، مصارف طاق‌نمای تکیه را هم از کیسه فتوت خود می‌دانند. این مردمان بی‌آلایش، نه جمعیت خاصی را در جامعه تشکیل می‌دادند و نه آیین‌نامه کتبی و تشریفاتی برای پذیرفته شدن افراد در جمعیت داشتند.
هرکس لوطی‌گری خود را داشت. نان خوردن از دسترنج خود، احترام به بزرگ‌ترها، محبت به کوچک‌ترها. رکی‌ و بی‌پروایی و عدم‌تحمل تعدی و بی‌حسابی.

تاریخ تهران با عاشورا نوشته می‌شود. عزاداری حسین، از پدر به پسر می‌رسد، از مادر به دختر. از كالبد قدیم شهری به كالبد جدید. باید تقویم را ورق زد. هرچه رویش نوشته، مجسم می‌شود: آغامحمدخان قاجار از جنوب به تاخت می‌آید. مرزها پیموده می‌شود و قریه ‌پردار و درخت پایتخت هم. بعد هم تاریخ به شیوه پیچیده‌ای در خود زاییده و قریه كوچك كلانشهر می‌شود، با همه ضمائمش؛ شهری كه كوچه به كوچه آن هنوز بار تاریخ 200 سال زندگی و خاطره را به دوش می‌كشد. باید تقویم را ورق زد: «فضاهای شهر زاینده تاریخ معاصرند و تاریخ زاییده فضاهای شهری». بزرگان گفته‌اند اعتراض هم نمی‌شود كرد! حالا بیشتر فضاهای تاریخی ما خراب شدند اما هنوز هم می‌شود گرد شهر گشت و چراغ به دست گرفت و نشانه‌های تاریخ را دید. عاشورا و عزای حسینی در فهرست تاریخ‌داران این شهرند كه هنوز هم آیین آن زنده است.

با محرم در تاریخ شهر
غرش طبل، زنجیر و پیكر شیعه، دود و اشك. پایتخت، سیاه می‌پوشد. محرم می‌آید. باید تقویم را ورق زد. آیین ‌زاده می‌شود. بزرگانی هستند كه روایت می‌كنند: از زمان آل‌بویه شاید. آن موقع هم همین‌گونه شهر یكپارچه ماتم می‌گرفت: با پرچم سبز و خاك بر سر. كتاب تاریخ نوشته شد: «زنان چهره‌های خود را سیاه کرده بودند در معابر راه می‌افتادند و به یاد مصائب اهل‌بیت امام‌حسین(ع) در کربلا ‌به‌صورت خود سیلی می‌زدند. مخالفان، قدرت آن را نداشتند که شیعه را از این برنامه بازدارند». انرژی از بین نمی‌رود، ضجه‌زنان در میان معابر هنوز شنیده می‌شود. در معابر خسته صوفیانی در همان تكیه‌های كوچك كاهگلی كه حالا زیر بار تاریخ له شدند. باز هم نوشته‌های پیتر دلاواله، مستشرق غربی را می‌شود دید:« عزاداری آغاز می‌شود. مردم لباس سیاه بر تن می‌کنند. هیچ‌کس سر و صورت خود را نمی‌تراشد و می‌کوشد از هر گناهی پرهیز کند. ‌در کوچه‌ها عده‌ای که خود را با جوهری سیاه ‌رنگ کرده‌اند حرکت می‌کند. به‌همراه آنان گروهی پابرهنه راه می‌روند که تمام بدن خود را به رنگ قرمز درآورده‌اند. همه با هم آهنگ‌‌‌هایی غم‌انگیز در وصف امام‌حسین(ع) و یارانش می‌خوانند و دو قطعه چوبی را که در دست دارند برهم می‌کوبند. حرکتی که بر سر و تن می‌دهند علامتی است از یک اندوه عمیق و بی‌پایان.» پس تاریخ تهران با عاشورا نوشته می‌شود.

لغو امتیاز تنباكو
خیابان‌ها هنوز شاهدند. انقلاب تا آزادی. میدان شهدا. تكایای قدیمی تهران در گلوبندك، شوش، شهرری و... عزاداری‌های محرم همیشه حماسه‌ساز بوده است: در فعالیت‌های سیاسی و قیام مردم علیه استبداد. تقویم را ورق بزنید: در ماجرای قیام تنباکو وقتی عوامل حکومتی تصمیم می‌گیرند که میرزایی آشتیانی را تبعید کنند، روز دوشنبه 14دی.127ه‍. ش در خانه‌اش مردم مراسم روضه‌خوانی و سوگواری برپا کردند و جمعیت انبوهی در حالی‌که پارچه سفیدی را از وسط پاره کرده و به‌عنوان کفن بر گردن انداخته بودند، به طرف بیت آن مجتهد آگاه رفتند و نگرانی خود را از تصمیم ناصرالدین‌شاه مبنی‌بر تبعید او اعلام کردند. اما ادامه روایت از زبان تاریخ: نزدیک ظهر مردم چون سیلی خروشان به طرف قصر سلطنتی در حال حرکت بودند و فریاد یا‌حسین و گریه و زاری آنان به حدی شدید بود که کاروان میرزا نایب‌السلطنه را در موجی از هراس فرو برد. گرچه در این ماجرا، عده‌ای از مردم کشته شدند ولی مقاومت مردم با تاثیرپذیری از فرهنگ عاشورا به رهبری علما به پیروزی رسید و نه‌تنها میرزای آشتیانی را تبعید نکردند، بلکه امتیاز تنباکو لغو شد.

نهضت مشروطه
نهضت مشروطه، آن نهضت بزرگ كه هنوز شواهدی از خون مشروطه‌طلبان در میدان بهارستان بر زمین مانده و پاك نمی‌شود هنوز بر جای‌جای آن مانده است. تاریخ می‌گوید: «متاثر از عزاداری‌های محرم بود.» روز سوم محرم سال 1323ه‍. ‌ق در منزل آیت‌الله بهبهانی روضه‌خوانی و برنامه‌های عزاداری برپا بود و در عاشورای همین سال حاکمان قاجار دسته‌های سوگواری را منع کردند اما موثر واقع نشد و مردم ترتیب ‌اثر ندادند. در محرم سال 1324ه‍. ‌ق علما در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کردند و از شاه برقراری حکومت قانون را خواستار شدند. در هفدهم محرم در تکیه درخونگاه در مجلس روضه، سیدمحمد طباطبایی (شریف‌الواعظین قمی) از غربت اسلام و تلاش علما برای نصرت دین سخن گفت. خطبا در مجالس روضه‌خوانی درباره ترغیب مردم به اجرای عدالت و حفظ قانون سخنرانی می‌کردند. در پنجم محرم سال 1325ه‍. ق اعضای انجمن مخفی ماموریت یافتند به مجالس روضه‌خوانی بروند و سخنان مخالفان را گوش کرده و گزارش آن را به انجمن مزبور ارائه کنند.

سقوط پهلوی
در میان خون و اختناق وقتی كه همه از ترس در آتش غضب رضاخان می‌سوختند و حكایت‌های بسیار از سلطه رضاخان دهان‌به‌دهان می‌چرخید، در میان آن همه اختناق شدید و سختگیری‌های خونین باز هم عاشورا در كوچه پس‌كوچه‌های شهر و حتی دهات دورافتاده تهران جریان داشت. تكیه 400 ساله طالقان شاهد این مدعاست. تكیه‌ای كه بارها و بارها با هجوم اشقیا به هم ریخت. رضاخان موفق به توقف جریان عدالت‌ورز و آزادی‌طلب مردم نشد و شیعیان مشتاق در سیاه‌ترین اوضاع و تحت فرساینده‌ترین فشارها، درون زیرزمین‌ها و هنگام نیمه‌شب و سحرگاهان مخفیانه برای امام‌حسین(ع) و یارانش مجالس ماتم‌سرایی برپا می‌کردند. تقویم تاریخ ورق خورد: رضاخان سقوط كرد! هیجان مهار شده مردم به‌طور ناگهانی آزاد شد و آنان با سوز‌و‌گدازی فوق‌العاده بار دیگر عزاداری را احیا کردند.
زمان پهلوی دوم فرا رسید. باز هم عاشورا تاریخ تهران را نوشت. عزاداری‌های محرم در تقویت جنبه مبارزاتی مردم تاثیر بسیاری داشت و با فرا رسیدن محرم سال 1383ه‍. ق (خرداد 1342ه‍. ش) امام‌خمینی(ره) با تاثیرپذیری از حماسه حسینی قیام خود را گسترش داد و شور حسینی برپا کرد و عاشورای دیگری ساخت. رژیم شاه در محرم خونین همین سال دست به کشتار گسترده‌ای زد اما قیام پرشکوه پانزده خرداد رقم خورد که طلیعه‌ای برای پیروزی انقلاب اسلامی در شب سیاه ستم گشت.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: لوطی‌گری ، تنباكو ، سقوط ،
آخرین ویرایش: - -