تبلیغات
درباره تهران قدیم و جدید - دوازه دولاب

دوازه دولاب

شنبه 26 تیر 1389 12:59 ب.ظ

نویسنده : محمد توکل
ارسال شده در: محله و مناطق تهران ،

درباره دوازه دولاب - مسیرت را به گونه‌ای انتخاب كن كه از «دروازه دولاب» بگذری، اگرچه از اینجا دیگر نمی‌توانی بگذری، تو مكث نمی‌كنی، نمی‌ایستی، بلكه هجوم تاریخ است كه تو را به ایستادن وامی‌دارد. تاریخی که اینک هیچ نشانی از آن نیست. از آن دروازه‌ای كه در سال 1320 شب‌ها می‌بستند و محافظت ش می‌كردند، دیگر خبری نیست . قدیمی‌های كه 7 دهه از عمرشان می‌گذرد به یاد دارند كه وقتی بچه بودند این دروازه چه طور خراب شد، بدون اینكه كسی از قدمت و سابقه‌اش بپرسد و دلی برای آن بسوزاند.

وقتی به كوچه و پس كوچه‌های این محله قدیمی كه به گفته بسیاری از ریش‌سفیدانش قدیمی‌ترین محله تهران است، گذری بیندازی دیگر آثار تاریخ نزدیک را هم نمی‌بینی . قدیمی‌ترین ساختمان آن دروازه دولاب گاراژی است كه صاحب آن دوسالی است جسمش با خاك هم آغوش شده است و این گاراژ به دست دخترش اداره می‌شود. گاراژ مصفا ابتدا ذغال فروشی بود و 5 یا 6 سالی است كه محل آسایش خودروهای مدل بالا و پایین شده است.
برای آنانی كه گذرشان به این محله می‌افتد، باور این كه این منطقه نزدیك به 11 قرن پیش از این آثار بزرگان بسیاری را در خود داشته است، سخت است. این رازها البته در دل‌ها می‌ماند تا آنكه به دلیلی از آن پرده برداشته شود. شاید سالی پیش بود كه در گردونه رقابت‌های انتخاباتی كاندیداها از توجه خود به محله‌ها در شورا گفتند و یكیشان راز گشود كه آثاری از بزرگان دولاب ثبت و ضبط شده است كه به قرن سوم یا چهارم هجری می‌رسد. اخیرا در كتابخانه آقای عطاردی كه بزرگداشت‌اش بود، كتابی دیدم از یكی از بزرگان دولاب كه مال اوایل قرن چهارم بود و 120 سال پیش در هند چاپ شده بود. در قرون گذشته دولاب دارای مدرسه‌های مشهوری بوده به‌طوری كه «طبری» كه مورخ شناخته شده‌ای است، از ری به دولاب می‌آمده تا در محضر درس استادان آن خطه بهره بگیرد. "
اما آنانی كه از این جا عبور می كنند، سنگینی تلفظ واژه دولاب به تاملشان وانمی‌دارد. واژه دلو، عربی و به معنی آوند آبکشی است که بیشتر از پوست و گاهی فلز می‌سازند و با آن، آب از چاه می‌کشند. این لغت به طور مقلوب و به صورت دول و بهمین معنی، استعمال می‌شود.
در زبان فارسی ترکیب دولاب (دول آب) هم که به معنی چرخ آب است از آن ساخته شده و هر سه واژه دلو و دول و دولاب در متون نظم و نثر فارسی بکار رفته است.
نشان دولاب را در شعرهای شاعران ایران نیز می‌توان یافت تا آن جا كه مولانا می‌گوید:
بار دگر آن آب به دولاب درآمد وان چرخه گردنده در اشتاب درآمد
قدر دورازه دولاب البته تنها به دولاب آن نیست چه دروازه نیز در شعرهای پارسیان منزلت بسیار داشته است و به دلیل اهمیتش در ادبیات فارسی نیز جایگاهی مهم یافته. چنانكه در برخی شعرها به كاربردی اصلی و گاه مجازی راه یافته است، تا آن جا كه در شعر همه شاعران از مولوی و فردوسی و دیگر شاعران قدیم دروازه بسیار تكرارشده و در ضرب‌المثل‌های ایرانی نیز اهیمتی ویژه دارد.
دروازه دولاب البته شاید آن زمان اهمیتی استراتژیك پیدا كرد كه در زمره چهار دروازه مشهور تهران درآمد. زمانی كه شاه تهماسب صفوی سرانجام تهران رابه پایتختی برگزید و بناها و برج و باروهای محكمی در آن پی ریخت. در سال 961 هجری، 114 برج به تعداد سوره‌های قرآن در تهران بنا كردند وزیر هر برج یك سوره قرآن نهادند. در این زمان، تهران دارای چهار دروازه بود. ( دروازه شمیران، دروازه قزوین، دروازه دولاب، دروازه حضرت عبدالعظیم ) كه بعدها دو دروازه دیگر ( دولت و محمدیه) به آن افزوده شد.
تاریخ دروازه دولاب پس از این سال‌ها البته به فراموشی سپرده شده است تا آن جا كه در كنار دیگر محله‌های تهران نامی از آن برده نمی‌شود. اما شاید بسیاری ندانند كه دروازه دولاب با خانه‌های تناتنگش در سال‌های آغازین دهه سی فقط یك محله نبود . آن هم با مختصات محله‌های پایین شهر كه حس زندگی را در آدم می‌كشت چه برسد به اینكه كسی در آن محله‌ها به چیزی به نام هنر فكر كنند و بپردازند، ولی دست بر قضا در آن یگانه هم شود . اما دروازه دولاب در آن سال‌ها فقط یك محله نبود. چرا كه آن گونه كه "محمود استاد محمد" می‌گوید به طور اتفاقی یكی از اهالی این محله « نصرت رحمانی » بود و یكی دیگر از اهالی آن « بیژن مفید » . این محله را آن قدر جذابیت بوده است که شاپور قریب تصمیم به نوشتن داستان‌های کوتاه درباره این محله گرفته است .
"جهانگیر ملک" دیگر هنرمندی است که در محله دروازه "دولاب" (انتهای خیابان صفا) در نزدیکی منزل استاد حسین تهرانی زندگی می کرد و شاید به دلیل همین نزدیکی با او همراه شده است.
با مردم این محله که همراه شوی کمتر بناهای تاریخی و تاریخچه محله را به خاطر می‌آورند اما حافظه‌شان مملو از حکایت‌هایی است که باید برای شنیدن آن فرصت فراخ داشته باشید.
احمدی پیرمردی است كه 70 سال است در این محله در خانه‌ قدیمی‌اش زندگی می‌كند او می‌گوید دنبال دروازه دولاب قدیمی نگرد. زیرا دیگر از دروازه دولاب چیزی باقی نمانده است. او اشاره به ساختمان‌های نوساز و چندین طبقه می‌كند می‌گوید روح سردی بر این محله حاكم شده است از زمانی كه ساختمان‌های گلی و كاه گلی این محل هر روز با ماشین‌های غول پیكر فرو می‌ریختند و خانه‌هایی آجری و آهنی از زمین سر بر می آوردند.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دوازه ، دولاب ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 تیر 1389 05:24 ب.ظ